.

داد بزن همه بفهمن
.
.
.
گاهی زین به پشت گاهی پشت به زین
گاهی محکم وایستا گاهی سرجات بشین
گاهی گرم ِ گرم گاهی سرد ِ سرد
گاهی راه بیا گاهی برو برنگرد
گاهی خیلی تند گاهیــَم برعکس
گاهی مهربون گاهی یکم مکث
گاهی بترسون گاهیم بترس
گاهی با هر سازی که زدن برقص
.
همه دنبال اینن ازت یه آتو بگیرن
اگه میدون بدی میان و جاتو می گیرن
کسی فکرتو نیست و پاشو حقتو بگیر
پای حرفت وایستا یا که مردونه بمیر
سر نه گفتن داد بزن همه بفهمن
اصلا بزار دلخورشن بزار بترسن
تو که خاکی بودی دیدی همه لـِهـِت کردن
چقدر عمر دادی آخرشم ولت کردن
.
.
.
گاهی زین به پشت گاهی پشت به زین
گاهی محکم وایستا گاهی سرجات بشین
گاهی گرم ِ گرم گاهی سرد ِ سرد
گاهی راه بیا گاهی برو برنگرد
گاهی خیلی تند گاهیــَم برعکس
گاهی مهربون گاهی یکم مکث
گاهی بترسون گاهیم بترس
گاهی با هر سازی که زدن برقص
.
همه دنبال اینن ازت یه آتو بگیرن
اگه میدون بدی میان و جاتو می گیرن
کسی فکرتو نیست و پاشو حقتو بگیر
پای حرفت وایستا یا که مردونه بمیر
سر نه گفتن داد بزن همه بفهمن
اصلا بزار دلخورشن بزار بترسن
تو که خاکی بودی دیدی همه لـِهـِت کردن
چقدر عمر دادی آخرشم ولت کردن

[ بیستم دی 1391 ] [ ] [ مجهول ]

اگه به تو نمی گفتم حرفامو
اگه بهت نمی گفتم چقدر دوست دارم
الان بودی
شاید اگه نمی فهمیدی اینو
که تورو زیاد از حد دوست دارم
الان بودی
مثل یه سایه همرات اومدم
مطمئن شم تو آرامشی
نمیدونستم خسته ات میکنم
یه روز
تورو اگه کمتر میدیدمت
اگه میزاشتم دلتنگم بشی
اینجا بودی کنارم
هنوز

بدون تو شبا پــُر از غم و سرماست
آره بدون تو ته راهمه ته دنیاست
بدون تو شبام پــُر از غم و آهه
اگه تنها بری می بینی آخرش اشتباهه
آره این گناهه
.
.
.
نگرانت میشدم نمیدیدمت حتی چند ساعت
به بودن تو دلم عاشقونه کرده بود عادت
ولی فایده نداشت اون همه تلاش
تو رسیده بودی به آخراش
از خدا می خوام روزات بگذره خوشحال و راحت
از ته دلم! زندگی رو با عشق می خوام واست
باز خیس ِ چشام ولی نمی خوام دل تو بسوزه
دیگه برام

بدون تو شبا پــُر از غم و سرماست
آره بدون تو ته راهمه ته دنیاست
بدون تو شبام پــُر از غم و آهه
اگه تنها بری می بینی آخرش اشتباهه
آره این گناهه
.
.
.
خوشحال و راحت
عشق می خوام واست
خوشحال و راحت
عشق می خوام واست
خوشحال و راحت
عشق می خوام واست

[ هجدهم دی 1391 ] [ ] [ مجهول ]

من فقط یه آرزو دارم

اونم
اینه که با تو باشم 

 اینکه یه روز بارونـــــــــی ... 
زیر چتر تو جا شم
هرچقدر دور باشی
بازم به من نزدیکی
دلمو روشن کن تو اوج تاریکی
فقط خود تو
آخه جز تو کـــــی؟
بارون
آروم ،آروم میباره
منو یاد لحظه های با تو بودن میاره
بــــــــــارون
آروم میباره
منو یاد لحظه های با تو بودن میاره
....
دلم تنگــ برای دستات، دستایی که آرامش میداد
بارون میاد و دلم بازم
تــورو میخواد
هرچقدر دور باشی
بازم به من نزدیکی
دلمو روشن کن تو اوج تاریکی
فقط خود تو
آخه جز تو کی؟
بـــــــــارون
آروم ،آروم میباره
منو یاد لحظه های با تو بودن میاره
بــــــــــارون
آروم میباره...
منو یاد لحظه های با تو بودن میاره
 
[ بیست و نهم آبان 1391 ] [ ] [ مجهول ]

بنام خدایی که دغدغه از دست دادنش رو ... ندارم

از کجا باید شروع کرد ؟

یهو به سرم زد این مطلب رو بذارم ، عکس های ضمیمه اش هم نمیگم 100% اما 85% به قلب موضوع نزدیکن

از نقابی که روی صورت آدم هاست خسته شدم

چرا باید فقط تظاهر کنیم ؟ افراط کنیم ؟ یه جمله هست که میگه : " همیـــــــشه خودت باش ، دیگران به اندازه کافی هستند ... "

خب چرا بعضیا عادت دارن فقط تظاهر کنن ؟ چرا زندگی رو به کام بقیه حرص و ناراحتی می کنیم ؟

مثلا امروز ...

رفته بودم فروشگاه نزدیک خونه خرید کوچکی انجام بدم و برگردم ، موقعی که می خواستم از خیابون رد شم یه ماشین اومد کنارم ، یه آقا با کلی ریش و لباس مشکی که مثلا و ظاهرا برای امام حسین (ع) پوشیده بود ، فکر کردم میخواد بپیچه بره توی خیاابون رفتم یکم عقب تر ...

دیدم گفت : خوشگل برسونمت .... !!!

اولا چرا با این سن و سال این کارارو می کنن ؟ منی که همسن دختر یا شایدم نوه این آقای مزخرف بودم !

بعد هم توئی که برای امام حسین مشکی پوشیدی ... میای توی محرم الحرام اینجور رفتار می کنی ؟ توئی که داری تظاهر می کنی پایبند به عزاداری امام حسین هستی ؟

چی از امام حسین (ع) میدونی ؟ امام حسین (ع) برای ناموس و اسلام جنگید ... برای دین جنگید

کجای دین تو گفته شد به ناموس مردم تیکه بنداز ؟ کجای دین تو گفته شد جوری رفتار کن که ناموس دیگران از اینکه بخواد تا سر خیابون بره ترس داشته باشه و ئو بخاطر نگاه کثیف تو ...

چقدر باید دل آدم از این مسائل پُر شه ؟

فقط برای زیراب زنی ، دینــِ ظاهری ، پول حروم سر سفره هاشون یه ریش میذارن و فقط تا زمانی که توی اداره هستن نماز می خونن

خدا اینارو قبول نداره

یه  آخوند بود ، همیشه براش بهترین هارو آرزو می کنم

خیلی دلش از این مسائل پُر بود

می گفت :

خيلي از ماها يه كم دور شديم از خودمون ، خيلي چيزارو فراموش كرديم... كافيه فقط يك بار دقيق به اتفاقاي زندگيمون فكر كنيم ، اون وقت خدا رو بيشتر توي لحظه هامون حس ميكنيم

راست میگفت

یه جوری تو دل ملت زدن که اونایی که مانتویی هستن پَست و رذل و کثیفن اما چادریا ، پاک ، منزه

همه مثل هم نیستن ، یه زمانی بود ، چادر نشان خوبی و پاکی بود ، هرکسی چادر سرش میکرد چه جایگاه والایی داشت

اما الآن دیگه چادریا شورشو در آوردن ، همه هم میدونن! چند تا چادری میشناسم از همه تابلو تر ، جوری جیک تو جیک پسرا شدن که هیشکی جلودارشون نیست ئو خود این چادریا جوری از دخترای مانتویی که از کل تک و طایفه شون سنگین ترن ، حرف میزنن که انگار گناه می کنن چادر نمیزنن

نه عزیز من ، تو داری چادر میپوشی که چهره گناه بارتو بیشتر از این کسی نبینه ،که به حرمت چادرت که پوشش حضرت زهرا (س) بود ( و تو آبروی بانو زهرا و زهرایی هارو بردی) چیزی بهت نگه !

اما دنیا همیشه اینجور نخواهد موند ، یه روزی هم شماها باید جوابگوی شهدا و خون پایمال شده شون باشید

زمین گرده...

میچرخه

خدا هست ...

اگر کسى بتواند به شکل صحیح از چادر استفاده کند، مسلماً چادر حجاب برتر است گرچه پوشیدن چادر واجب نیست. حجاب منحصر در چادر و حتى مانتو نیست ...

[ بیست و هفتم آبان 1391 ] [ ] [ مجهول ]

برای دیدن سایز اصلی عکس ها ، روی آنها کلیک کنید ...


بخاطر مسائل پیش اومده و م س د و د شدن ، تمام لینک هام پاک شد ...

دوستان قبلی اومدن بگن ، و جدیدا هم برای تبادل لینک منو با نام مجهول لینک کنن

و اینجا فقط اسم خودشونو برای لینک شدن بذارن ...

 

خدایا به ما که بنز و بی ام وه نمیدی ...

حداقل به اونائی که میدی یه کم به قیافه هاشون دقت کن ما انقدر حرص

نخوووووریم

 

يك رابطه مخصوص دو نفر است اما بعضي ها شمارش بلد نيستند  

اگر بدانید مردم چقدر به ندرت فکر می کنند
هیچ گاه ازینکه درباره ی شما چه فکر می کنند
نگران نمی شوید ...

 

دقیقا :|

 

دوست عزیز، در هنگام دروغ گفتن حداقلِ شعور را برای مخاطب خود متصور شوید ! متشکرم…!

 

در سه حالت میتونی برای "دیگران" مهم باشی

1.خوشگل باشی

2.پولدار یا مشهور باشی

3.بمیری.

قبول دارين؟؟؟ :|

 

برای شما هم اتفاق افتاده؟؟!

ﯾﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺭﺍﺳﺘﺸﻮ ﻣﯿﮕﯿﺎﺍﺍﺍﺍ

ﻭﻟﯽ ﺧﻨﺪﺕ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﻭ ﺩﯾﮕﻪ ﮐﺴﯽ ﺣﺮﻓﺘﻮ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ

 

تحمل کردن آدمهایی که ادعای منطقی بودن دارند

سخت تر از تحمل آدمهای بی منطق است !!!

 

اینم عشــــــق من

 

یکطرفه بودن همه چیز را نابود میکند

از خیابانش گرفته

تا رابطه اش !

از ما گفتن بود 

 

به تمام شلوغي ها گوش کن همان صدايي که نميشنوي صداي من است....!

 

هميشه يه نفر تو كلاس هست كه دوست دارى با آجر بكوبى وسط دماغش !!!

 

از استادی پرسیدﻧﺪ :ﺁﯾﺎ ﻗﻠﺒﯽ ﮐﻪ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻋﺎﺷﻖ
ﺷﻮﺩ؟
ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮔﻔﺖ : ﺑﻠﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ.
ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ :ﺁﯾﺎ ﺷﻤﺎ ﺗﺎﮐﻨﻮﻥ ﺍﺯ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺁﺏ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺍﯾﺪ؟ ..
ﺍﺳﺘﺎﺩ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ :ﺁﯾﺎ ﺷﻤﺎ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺧﻮﺭﺩﻥ
ﺩﺳﺖ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺍﯾﺪ؟؟؟؟؟؟

به اینا میگن متقلب ! چقــــــــدر حرفه ای  

 

اینای که از خیابون یه طرفه رد میشن،هم چپ نگاه میکن هم راست
اینا همونایی هستن که هم از دشمن نارو خوردن هم دوست!

 

اهـــــــــــواز

 

تو رو میخواد و کم داره دنیای نا آروم من

[ بیست و پنجم آبان 1391 ] [ ] [ مجهول ]

همیشه روبروی تو

حرفی در گلویم گیر کرده.

نه گفته میشود نه خورده......

آخر این سرفه ها مرا می کشند.

[ هجدهم آبان 1391 ] [ ] [ مجهول ]

فكرتو درگير آدمهايي كه تو گذشته تو زندگيت بودن نكن.

حتما نبودنشون تو آيندت دليلي داشته !

[ هجدهم آبان 1391 ] [ ] [ مجهول ]

سر میز شام

یادت ڪه می افتم بغض میکنم

اشک در چشمانم حلقه میزند

هــمه متعجب نگاهم میکنند

لبخند میزنم و میگویــــــــم

چقدر داغ بود...!

[ هجدهم آبان 1391 ] [ ] [ مجهول ]

بزرگترین مبـــــارزه اینست که "خودت" باشی

زیرا تمام دنیای اطرافت ازت می خواهند که فرد دیگری باشی

[ هجدهم آبان 1391 ] [ ] [ مجهول ]

مادر یگانه داوری است

که بعد از خدا ؛

گناه ما هر چه که باشد

را می بخشــــــــــد

[ هجدهم آبان 1391 ] [ ] [ مجهول ]

سلامتی آدمای بی کینه که وقتی یکی رو دوست دارن

هرچقدرم اذیتشون کنه

هرچقدرم ناراحتشون کنه

باز یادشون میره و دلشون براش تنگ میشه !

[ هجدهم آبان 1391 ] [ ] [ مجهول ]
هر جا سخـــــن از اعتــماد است...

نمیدونم چرا یهو خنــــــــده ام میگیره
[ هجدهم آبان 1391 ] [ ] [ مجهول ]
از دست بعضی ها نباید ناراحت شد ...
چون نه تنها هیچی تو دلشون نیس بلکه تو مغزشون هم هیچی نیس
[ هجدهم آبان 1391 ] [ ] [ مجهول ]

از فردا برایم چیزی نگو !
من نمی گویم " فردا روز دیگری ست"
فقط می گویم
" تو روز دیگری هستی "
تو
فردایی....
همان که باید بخاطرش زنده بمانم...

[ هفدهم آبان 1391 ] [ ] [ مجهول ]

از جدایی مان برای هر کسی که گفتم...
حق را به من داد...

اما...
اینها نمی دانند...
من حق را نمیخواهم...
حق که برای من "تو" نمیشود...

[ هفتم آبان 1391 ] [ ] [ مجهول ]

خنده های تـــو
آرزوهـــای مـن انـد
بخــند
تا برآورده شوند ...

[ یکم آبان 1391 ] [ ] [ مجهول ]

من فقط تورو می بینم
و
تــــو فقط من رو نمی بینی!

[ بیست و هشتم مهر 1391 ] [ ] [ مجهول ]

نگـران مـن نبـاش

ایـن روزهـا با ثانیـه هـای نبـودنــت

بـه تــوافـق رسیــده ام ،

هـر دو به بـه کشتـن هـم مشغـولـیم!!!

[ بیست و ششم مهر 1391 ] [ ] [ مجهول ]

مردم جوری حرف می زنند که همه چیز را می دانند !!!
اما اگر جرات کنی و سئوالی بپرسی
آنها هـــــیچ چیز نمی دانند !!!

[ بیستم مهر 1391 ] [ ] [ مجهول ]

كاش ميفهمـيـدي كه اگـر من رفتـم ...

نـه كه بـي دل بـاشـم !

من بـراي ِ قلبـي بي محبـ ت رفتـم ...

كه بـرايـم هيـچ گاه جـاي ِ خالـي نداشـ ت ... !

[ یازدهم مهر 1391 ] [ ] [ مجهول ]

آهای نیمکت ها.....!!!
بیهوده نشسته اید...
آنکه باید می آمد؛
رفت.........!

[ هفتم مهر 1391 ] [ ] [ مجهول ]

مهربانی ، قلبت را وسیع تر خواهد کرد ...
و فرصتهای عاشقانه زیستن را...
چند برابر!
هیچ کس از کینه سودی نبرده است
ببخش تا معجزه اش را ببینی!

[ دوم مهر 1391 ] [ ] [ مجهول ]

پسرک با عجله از کنار او گذشت، اما چند قدم جلوتر پایش به چیزی گیر کرد و افتاد. تمام خرت و پرت هایش پخش زمین شد. او مکثی کرد و بعد ناخودآگاه نشست و به پسرک در جمع کردن وسایلش کمک کرد....
هر دو از مدرسه بر می گشتند و مسیرشان یکی بود. در راه با هم آشنا شدند و گپ زدند. فهمید نام پسرک بیل است عاشق بازی های کامپیوتری است و اخیرا بهترین دوستش با او قهر کرده است.
سال ها گذشت و دوستی شان ادامه یافت. روز فارغ التحصیلی از دبیرستان ، بیل به او گفت: « روزی که با هم آشنا شدیم یادت هست. می دانی چرا آن همه خرت و پرت همراهم بود؟ آن روز کشوی میزم را خالی کرده بودم تا مزاحم کسی نباشم. با تصمیمی که گرفته بودم دیگر قرار نبود به مدرسه برگردم.
اوضاع خانه خراب، تنها دوستم را از دست داده بودم و احساس می کردم بدترین آدم روی زمین هستم. هیچ امیدی برایم باقی نمانده بود ... وقتی تو کتاب هایم را از زمین جمع کردی داشتی جانم را نجات می دادی ... می دانی ... می خواستم به خانه بروم و خودکشی کنم ... همراهی و بودن تو مرا نجات داد، اگر چه خودت نیز نمیدانستی »
" کلید در بسته باش، امید قلب شکسته باش "

[ سی ام شهریور 1391 ] [ ] [ مجهول ]
سن و سال تنها در محدوده جهان مادی و در رابطه با جسم مفهوم دارد .
تو باید یک قهرمان باشی و بگذاری که شور و شوق ، وجودت را از هیجان انباشته سازد .
شور و شوق خود را در زندگی نشان دهید و به هر شکل ممکن این نیرو را بر جهان و انسان های پیرامون منعکس کنید .
شور و اشتیاق صفتی است که زیستن را معنا و مفهوم می بخشد .
اشتیاق فاقد هر گونه عامل یاس آور و منفی است .
شور و انگیزه انسان را زنده و شاداب و بی اشتیاقی آدمی را غمزده و کسل می کند .
در آغاز هر کار ، به خود وانمود کنید که این اولین و آخرین تجربه شما در این زمینه خواهد بود . این تلقین سبب می شود که با انبساط خاطر شور و اشتیاق را به هر کار بیامیزید .
ذهن خود را در مورد تعریفی که تا کنون از خود داشته اید تغییر دهید .
در تمام جنبه های زندگی شرایطی را فراهم کنید که چیزی به گونه ای مطلوب شما را بر انگیزد و شوق و شوری در وجودتان ایجاد کند .
تمایل خود را برای عقب نشینی از زندگی کاهش دهید . مردانه قد بر افرازید و وارد میدان عمل شوید .
انگیزه های انسانی را زنده و شاداب نگاهدارید
[ بیست و سوم مرداد 1391 ] [ ] [ مجهول ]

جدیداً اسمـــــــ خیانتــــــــ شده یـــه اشتباه

که باید ببخشــــی و فراموش کنــــی

وگرنه محکــــوم می شی به کینه ای بودن !

[ سوم تیر 1391 ] [ ] [ مجهول ]

در روزهای خوبتان بدانید که
همین خاطرات
بعداً شما را دیوانه میکند

[ نوزدهم خرداد 1391 ] [ ] [ مجهول ]
اگر در زندگی آرزوها و اهدافی دارید که می خواهید به آنها برسید؛ شک نکنید که تعیین هدف می تواند در طی این راه به شما کمک کند. این کار مثل قرار دادن سنگ در عرض رودخانه است تا به سمت دیگر آن برسید...
در این راه می توانید از تکنیک های هدف گذاری در کل زندگی چه در کار، چه در روابط و چه برای رسیدن به علاقه مندی ها و سرگرمی هایتان استفاده کنید.
۱) فراموش نکنید هر چقدر اهدافتان واقعی تر باشند، انگیزه شما برای رسیدن به موفقیت بیشتر خواهد شد. اهداف واقعی در یک مرحله، شما را آماده رسیدن به مرحله بعدی خواهند کرد و طبیعتا خواهید توانست به مسیر پشت سرتان نگاه کنید و دریابید که چقدر در راه رسیدن به موفقیت به جلو حرکت کرده اید. با این کار و با انگیزه ای قوی تر در راه قدم خواهید گذاشت و قدرت تجزیه و تحلیل مسیر را هم خواهید یافت. مثلا اگر تا به حال رانندگی نکرده اید و حال قصد دارید برنده مسابقه های فرمول یک اتومبیل رانی شوید، هدف شما عاقلانه نیست چرا که نمی توانید مستقیما به مرکز مسابقه ها بروید و بگویید می خواهم در مسابقه های آخر هفته شرکت کنم! اما اگر به اندازه کافی مصمم هستید، احتمالا پس از مدتی می توانید راننده فرمول یک شوید ولی اول باید اهداف کوچکی را در این راه مشخص کنید.
۲) نکته بعدی این است که باید با دقت هدف های کوچکی را که برای رسیدن به موفقیت اصلی لازم است به آنها دست یابید، مشخص کنید و هر بار بعد از رسیدن به هر یک از آنها، روی آن خط بزنید.
۳) شاد بودن در مسیر رسیدن به اهداف به شما کمک می کند و رسیدن به اهداف به شادبودن شما.
۴) در مورد هدف هایتان تصمیم بگیرید و سپس آن را در برنامه هایتان قرار دهید به شرطی که هم اهدافتان واقعی و هم برنامه هایتان واقع بینانه باشند. نرسیدن به هدف های غیرواقع بینانه، شما را ناامید خواهد کرد.
۵) نکته باریک تر از مو هم اینکه، زمان بندی هم باید مناسب و واقع بینانه باشد نه ذهنی و خیالی.
[ هفدهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ مجهول ]

خنده ام میگیرد وقتی پس از مدت ها بی خبری بی آنکه سراغی از این دل آواره بگیری میگویی : دلم برایت تنگ است ...یا مرا به بازی گرفته ای یا معنی واژه هایت را خوب نمیدانی
دلتنگی ارزانی خودت ...

[ سی ام فروردین 1391 ] [ ] [ مجهول ]

نداشتن تو یعنی اینکه دیگری تو را دارد

نمی دانم نداشتن ات سخت تر است یا تحمل اینکه دیگری تو را داشته باشد

[ یکم اسفند 1390 ] [ ] [ مجهول ]
بیایید مواهب خود را در میانه رنج ها بشماریم. معمولا ما فقط در یک وجهه زندگی رنج می بریم. خیلی نعمت های دیگر وجود دارد و باید یک تکه کاغذ برداریم و فهرستی از موهبت هایی که داریم بنویسیم. اگر نعمت هایی را که داریم بشماریم رنج هایمان به پس زمینه رانده می شوند. بیایید در هر موقعیتی از زندگی از خداوند شکرگزار باشیم و یک عادت بنا کنیم؛ در هر قدم و در هر دور زندگی خدا را ستایش کنیم. حتی در کوران ترس، خشم، نگرانی، دلشوره، افسردگی و ناامیدی بگذاریم کلمه سپاسگزارم از عمق قلبمان بیرون بیاید. خدایا سپاسگزارم! در این زمان آنقدر سرشار از آرامش می شویم که حیرت خواهیم کرد. وقتی خدا را شکر می گوییم برای خودمان نردبانی از آگاهی می سازیم و با آن می توانیم به اوج آرامش برسیم.
خود را در هر وضعیتی می یابیم، از هر دردی که رنج می بریم تمام مدت به شکرگزاری از خداوند ادامه دهیم. وقتی این کار را می کنیم قلب ما گشایش می یابد و برای پذیرش نیروهای یاری دهنده و سلامتی بخش خداوند آماده می شود.
در هر وضعیتی بهترین کاری که می توانیم، انجام دهیم و نتیجه را به خداوند واگذار کنیم. وقتی هنری فورد هفتاد و پنج ساله بود از او راز موفقیتش را پرسیدند. جواب داد: زندگی من بر سه قانون بنا شده است؛ زیاد نمی خورم، زیاد نگران نمی شوم و اگر کوشش خود را به بهترین وجه بکنم معتقدم که هر اتفاقی می افتد بهترین اتفاق است.
[ چهاردهم بهمن 1390 ] [ ] [ مجهول ]
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ


من مجهولم ... !

وبلاگ قبلی، م س د و د شد !!! سر هیچ و پوچ
______________________________

انسان ها هر از چند گاهی ، از جایی می افتند ...!

از لبه ی پرتگاه ... از پا ...

از نفس ...ازاین ور بوم ...

از دماغ فیل ...

از چاله به چاه ...

از عرش به فرش ...

از چشم ...

ازچشم ...

از چشم ...!

امان از چشم...
امکانات وب